هوالحکیم
🔰 درباره خسارت/عدمالنفع جنگ رمضان
🔹 پس از اعلام شتاب زده ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت جنگ رمضان توسط سخنگوی محترم دولت، این سوال در ذهن کارشناسان و عموم مردم شکل گرفت که مبنای این عدد چیست و شامل چه مواردی است تا اینکه اخیرا وزارت امور اقتصادی و دارایی اعلام کرد، جمع خسارات مستقیم غیرنظامی جنگ سوم تحمیلی ۹ میلیارد دلار بیشتر نیست.
🔸 با توجه به GDP کشور بسیار هم بعید بود عدد ۲۷۰ میلیارد دلار صحیح و قابل اتکا باشد و به نظر میرسد مربوط به مجموعه ای از تخمین اولیه خسارات مستقیم نظامی و غیرنظامی به همراه برآوردی کلی از عدمالنفع و غرامت ناشی از چندین سال بعد کشور باشد.
🔹 سوال مهم این است که کدام یک درست است و چگونه باید تمام خسارتها، غرامتها و عدمالنفع های جنگ را محاسبه کرد تا همزمان هم امید مردم دچار خدشه نشود و برخی خناسان نسخه تسلیم نپیچند و هم در زمان لازم بتوان از دشمن خبیث، غرامت سنگین پشیمان کنندهای مطالبه کرد؟
🔸 در گام نخست باید بررسی عدم النفع اساسا مجزا از خسارتهای مستقیم باشد؛ چراکه ارزیابی خسارت پس از بررسی داده های واقعی فنی، مهندسی و اقتصادی، کاملا قابل اطمینان است؛ اما عدمالنفع می تواند با مفروضات و مبانی محاسباتی مختلف و دیدگاهها و رویکردهای متفاوت، نتایج کاملا متفاوت و بعضا متضادی داشته باشد.
🔻 برای درک بهتر نتایج متفاوت از مفروضات مختلف، توجه به نکات ذیل مهم است:
1- مطالبات تریلیون دلاری تاریخی ایران ناشی از صدمات سیاسی، نظامی و اقتصادی آمریکا از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تاکنون:
– سرنگونی دولت قانونی محمد مصدق
– جنایات رژیم پهلوی علیه مردم ایران (شکنجه های ساواک، ۱۷ شهریور، فیضیه و…)
– جدایی آرارات و بحرین از ایران
– دزدی ۳۷ میلیارد دلاری شاه خائن از ملت ایران زمان فرار
– ترورهای منافقین (مقامات و مردم ایران؛ بالغ بر ۱۷ هزار ترور)
– تجاوز رژیم صدام علیه ایران (بالغ بر ۱۰۰۰ میلیارد دلار خسارت و ۲۵۰ هزار شهید)
– انواع کودتا و فتنه علیه مردم ایران (نوژه، فتنه ۸۸، دیماه ۴۰۴)
– انواع تحریمها علیه سلامت و معیشت مردم ایران
– جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه تاکنون
+ نمونه مفروض محاسباتی: به ازای هر شهید، معادل غرامت یک کشته حادثه لاکربی 11 میلیون دلار
2- منافع غیرقابل قیمت گذاری:
اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و افول پترودلار، آغاز نابودی اسرائيل و شکست هیمنه آمریکا (صدمات به پایگاهها و تجهیزات خاص دشمن نظیر F35 و…)، بعثت بینظیر و حضور منسجم مردم در خیابان، هجمه بی سابقه مردم جهان علیه سیاستهای آمریکا، اختلاف شدید داخلی آمریکا و… دستاوردهایی غیرقابل قیمت گذاری است.
3- منافع مستقیم ناشی از جنگ رمضان:
افزایش قیمت جهانی و منطقه ای نفت خام حداقل به میزان ۵۰ دلار در هربشکه، افزایش قیمت منطقه ای و جهانی برخی محصولات اصلی و فرعی نفتی و گازی ازجمله LPG، نفت کوره، گوگرد.
4- عدم الضررها:
در کنار عدم النفع ها، باید به عدم الضررها نیز پرداخت. به عنوان مثال در صادرات برخی کالاهای نهایی زنجیره فولاد، همواره صحبت از صادرات غیرمستقیم یارانه انرژی به خارج مطرح بود، یا صادرات متانول بجای خوراک ارزشمندتر گازطبیعی، همواره مورد انتقاد بود.
5- درآمدهای حلقات ماقبل آخر:
برخی محاسبات عدم النفع، با فرض صفر شدن صادرات محصول نهایی است، درحالیکه محصولات حلقه های قبلی یا مواد خام معدنی می تواند بعضا تا ۷۰% درآمد قبلی را و بعضا با قیمت بالاتر فعلی تا ۱۰۰% محقق سازد.
6- بیش برآوردی مرسوم دستگاههای اجرایی:
طبق رسم بودجه ای کشور، برآوردهای هزینه در مجموعه دستگاههای اجرایی معمولا با بیش برآوردی همراه است؛ به این معنی که گزارش شرکتهای پایین دست تا به سطح وزارتخانه می رسد چندبار ضریب می خورد. لذا اولا خسارت واقعی تا چند برابر کمتر از میزان ذکر شده است و ثانیا برای تعیین دقیق خسارات مستقیم باید تا انجام آواربرداری صنعتی، تستهای فنی و به دست آمدن گزارش کارشناسان رسمی صبر کرد.
7- گزارش خسارات ریالی به دلار:
بخش زیادی از خسارتها (حداقل ۷۵%) ارزی نیست و بصورت ریالی و بدون نیاز به منابع ارزی قابل جبران است که البته متاسفانه در بخش نفت و گاز و پتروشیمی اساسا محاسبات ارزی و دلاری گزارش شده است. این مساله خود به صورت مستقل دارای اثرات روانی مخرب بر بازار ارز کشور خواهد بود.
8- توجه به ظرف زمان:
باتوجه به نظام بودجه ریزی یکساله در کشور، ارزیابی خسارات و تقسیم جبران آنها باید بصورت سالانه و در ظرف بودجه پیش بینی شود؛ ضمن آنکه جبران و بازسازی برخی تاسیسات انرژی و صنعتی کشور نظیر پالایشگاه، پتروشیمی و… بیش از یکسال و بعضا تا ۳ سال زمان می برد که ضرورت بودجه بندی یکساله را ضروری میکند.
✅ جمع بندی:
تجمیع نادرست برخی اعداد عدم النفع با خسارت مستقیم، ممکن است تصمیم سازان را دچار خطای محاسباتی در امکان تداوم مقاومت کرده و برخی خناسان نسخه تسلیم بپیچند.
ثبت ديدگاه